شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر اسیر
که به زندان عشق در بند است(سعدی علیه الرحمه)
برچسب:
نویسنده: نرگس پاکدل
مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز
من پریشانم و او
گیره به گیسو زده است(نوری)
برچسب:
نویسنده: نرگس پاکدل
منی که نام شراب ، از کتاب می شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
کنون که کاتب دکان می فروش شدم
فضای خلوت میخانه، خرقه پوشم کرد
برچسب:
نویسنده: نرگس پاکدل